رفتن به بالا
  • یکشنبه - 31 اردیبهشت 1396 - 12:43
  • کد خبر : ۲۸۵۴۶
  • چاپ خبر : ” آرامش  بعد از طوفان”

” آرامش بعد از طوفان”

به قلم؛دکتر حسین ارجمند ماراتن نفس سوز انتخابات در ایران سرانجام به خط پایان خود رسید و مردم با اراده و قدرت, تصمیم نهایی خود را گرفتند و شعار تدبیر وامید را بار دیگر تَکرار کردند و بدون خشونت پیام خود را به گوش فرادستان خود رساندند به امید آن که گوش شنوایی باشد تا […]

به قلم؛دکتر حسین ارجمند

ماراتن نفس سوز انتخابات در ایران سرانجام به خط پایان خود رسید و مردم با اراده و قدرت, تصمیم نهایی خود را گرفتند و شعار تدبیر وامید را بار دیگر تَکرار کردند و بدون خشونت پیام خود را به گوش فرادستان خود رساندند به امید آن که گوش شنوایی باشد تا مشکلات و دردهای آن ها را بشنود و برای برطرف کردن نیازها ی آن ها گام های بلندتر و موثر تر بردارد.

انتخابات فارغ از این که چه کسی برنده و بازنده شد درس های زیادی برای ما داشت که دید و نگاهمان را نسبت به بسیاری از چیزها تغییر داد یابسیاری از ظن و گمان هایمان را به یقین تبدیل کرد.

مهم ترین چیزی که آموختیم این بود که اخلاق در جامعه ما مرده است و افراد برای بدست آوردن پست و مقام حاضرند تمام مبانی اخلاقی و شرعی را درزیر پای قدرت طلبی و منفعت جویی خودله کنند وبرای رسیدن به هدف هر وسیله ای را توجیه کنندحتی از مبانی و باورهای اعتقادی خود هم عدول کنند و با افرادی عکس بردارند و فیلم بگیرند که  تا قبل از انتخابات از مطرودین و مغضوبین  درگاه بودند.

من از انتخابات آموختم که تزویر و ریاکاری در جامعه حرف اول را می زند و ما باید مزور ودورو باشیم تا بتوانیم به اهدافمان برسیم شما فقط هفته منتهی به انتخابات را باکل ایام سال مقایسه کنید تا ببینید که تفاوت از زمین تا آسمان بود.

گویا هفته قبل در کشور ما انقلابی رخ داده بود و آزادی مطلق از در و دیوار می ریخت . گویا مرزی وجود نداشت و انواع و اقسام موسیقی  مجاز و غیر مجازدر ملا عام پخش می شد .نباید آن روزها را فراموش کنیم .نباید دوباره در لاک دفاعی برویم و همه چیز را فراموش کنیم . باید خواسته هایمان را با همان شدت و حدّت  فریاد بزنیم دربرابر تمام مسئولان .

.باید خواسته هایمان را زمانی فریاد بزنیم که به ما اجازه نمی دهند . زمانی که می خواهند راه گلویمان را ببندندوگرنه فریاد زدن فرمایشی و نمایشی که نماد آزادگی و ایستادگی نیست . نباید تا انتخابات تمام شد همه به خانه ها برویم و امور را به خسروان بسپاریم تا خودشان به رتق و فتق آن بپردازند.باید بالای سر شان مانند یک کارفرما بایستیم و هرروز وعده هایشان را به آن ها گوشزد کنیم.

نباید فکر کنند که ما ملعبه دست آن ها شدیم و چند صباحی ما را بازیچه خود قرار دادند و با احساسات ما بازی کردند  بلکه باید بدانند ما همه چیز را می دانیم و می فهمیم. اگر هریک تلاش می کرد دیگری را به ارتشا و فساد مالی و رانت خواری و اختلاس وهزار جرم و جنایت دیگر متهم کند بدانند که ما همه این ها را می دانستیم و وهیچ وقت آن ها را قدیسان زمینی به حساب نمی آوردیم  اما برای گفتن آن دردها باید تاوان ها و هزینه های گزاف می دادیم همان طور که عده ای آزادی خواه از حقوق اولیه خود محروم شدند وقتی که این دردها را فریاد زدند.

نباید بگذاریم دوباره این روحیه مطالبه گری در محاق برود به طوری که برای انتقاد کردن از یک مسئول دست و پایمان بلرزد و دوباره مسئولان خود را در هاله ای از خدمت و تقدس بپوشانند به گونه ای که انتقاد از آن ها سخت و دشوار باشد.

ما باید از شهر و استان خود شروع کنیم .باید هرآن چه را که بی عدالتی و ظلم می دانیم بی ترس و واهمه فریاد بزنیم .باید بگوییم که ما بازیچه شما نیستیم .باید خواب را بر آن ها حرام کنیم.

باید بدانند که مردم کوچکترین حرکت آن ها را رصد می کنند پس مواظب گفتار و کردار خود باشند.

این چیزی است که خود آن ها از ما خواسته اند.پس هوشیار باشند که ما بیداریم.

 

ارسال دیدگاه


error: متن حفاظت شده