رفتن به بالا
  • شنبه - 4 شهریور 1396 - 16:42
  • کد خبر : ۳۳۳۶۶
  • چاپ خبر : “نامرد مرد”

“نامرد مرد”

شاعر:  علی اصغر رنجبر بافقی( همت ) آفتاب بافق؛ معرفت دیدم ولی هرگزندیدم من چنین دیده ام نامرد مرد،اما ندیدم عکس این   گردراین عالم یکی نامرد مرد آیدبتو تونران اورا زخود باوی بگوصد آفرین   توبسازاورابگویا مردباش یا نیمه مرد  توفقط دوری کن ازهرمردنامرد لعین   گرکه آمدنزدتو بنشست یک نامردمرد تونگیرفاصله زود، با […]

شاعر:  علی اصغر رنجبر بافقی( همت )

آفتاب بافق؛

معرفت دیدم ولی هرگزندیدم من چنین

دیده ام نامرد مرد،اما ندیدم عکس این

 

گردراین عالم یکی نامرد مرد آیدبتو

تونران اورا زخود باوی بگوصد آفرین

 

توبسازاورابگویا مردباش یا نیمه مرد 

توفقط دوری کن ازهرمردنامرد لعین

 

گرکه آمدنزدتو بنشست یک نامردمرد

تونگیرفاصله زود، با گفتگوبا او نشین

 

هرکه باشد نیمه مرداندک زاومردانگی

مرد نامرد پرخطرباشد نه اوایمان ودین

 

حال بیزارم من ازتغییررنگ ناکسان

می برد تاعرش بالا، میزند باسر زمین

 

تونخورهرگزفریب این دغل بازان حال

چون که یکدم باتوویکدم زند بهرت کمین

 

هرچه داری رازدل آن رانگوباهرکسی

راز گرگفتی به نامحرم،ابد هستی حزین

 

هرچه گفتی گفته شد،انکارآن باشدمحال

وای روزی بشکند حب وبیاردصدغمین

 

آن زمان شرمندگی ماند زهمت سوزدل

وای وصدافسوس ازاین گفته های دلنشین

 

بی توجه بوده بعضی ها زاین اندرزوپند

حال فرصت نیست دیگرجزعرقهای جبین

 

 علی اصغر رنجبر بافقی( همت )

ارسال دیدگاه


error: متن حفاظت شده