رفتن به بالا
  • سه شنبه - 16 آبان 1396 - 14:04
  • کد خبر : ۳۸۵۵۹
  • چاپ خبر : وقتی واژگان دختر شهید بوسه بر مزار پدر می زنند

وقتی واژگان دختر شهید بوسه بر مزار پدر می زنند

آفتاب بافق،دختر آمدت آمده بود چیزی بگوید،اما گریه امانش نداد و نوشت… دق کرد دخترت از گریه بیش از حد برای تو پدر… او امروز در فراغت همچون رقیه(س) ابی عبدا…(ع) است رقیه بودن که زمان و مکان نمی شناسد… دلش که تو را بطلبد و هوایت را کند،دیدگانش خرابه شام را می بیند و […]

آفتاب بافق،دختر آمدت آمده بود چیزی بگوید،اما گریه امانش نداد و نوشت…

دق کرد دخترت از گریه بیش از حد برای تو پدر…

او امروز در فراغت همچون رقیه(س) ابی عبدا…(ع) است رقیه بودن که زمان و مکان نمی شناسد…

دلش که تو را بطلبد و هوایت را کند،دیدگانش خرابه شام را می بیند و دختری که بابا را صدا می کند…

ارسال دیدگاه


error: متن حفاظت شده