رفتن به بالا
  • پنجشنبه - 24 مهر 1399 - 11:51
  • کد خبر : ۱۰۲۷۹۵
  • چاپ خبر : ” دبیر نابینا “
به مناسبت روز جهانی نابینایان؛

” دبیر نابینا “

سروده اکرم امیدی،شاعر روشندل و عضو جامعه معلولین بافق گمان کردی که نابینا ندارد علم و دانش نمیدانی ز نور دل خوش است افزون بینش درست است این که در دیدن ضعیف و ناتوان است ولی کوشش تلاش و همتش هم بر زبان است نخواهی دید زانو در بغل گیرد به گریه چو میداند ندیدن […]

سروده اکرم امیدی،شاعر روشندل و عضو جامعه معلولین بافق

گمان کردی که نابینا ندارد علم و دانش

نمیدانی ز نور دل خوش است افزون بینش

درست است این که در دیدن ضعیف و ناتوان است

ولی کوشش تلاش و همتش هم بر زبان است

نخواهی دید زانو در بغل گیرد به گریه

چو میداند ندیدن را ز دست دوست هدیه

چو ظلمت دیده ام شد در شب سرد کویری

درین هنگام دیدم من که نابینا دبیری

به لبخند ملیح و قلب پاک از کینه دوری

به من گفتا که شیخ اکرم بخندا چون تو کوری

چه مرد شوخ طبع و با مرام و مهربانی

دبیری خوش صدا شیرین زبان شیوا بیانی

ازو پرسید شاگردش چرا از جمع دورم؟

به او گفتا ابوالفضلا که من هم چون تو کورم

عجایب همتش در رقص ناخن روی گیتار

زند لبخند روی ماه تابش در شب تار

تنم لرزید چون دیدم که او تارش سرود است

که نابینای مهدی حیدری کارش سرود است

بگوییم ای رفیقان ما هم از دل میتوانیم

به راه معرفت با چشم دل یک دل بمانیم

بسی (باد و بهار و ابر و باران لشکر ماست)

هلا (دست توانای خدا هم بر سر ماست)

فروغ (شمع) بالا رفت از لطف دبیرش

معطر شد به عطر معرفت خاک کویرش

ارسال دیدگاه