رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 29 آذر 1396 - 10:03
  • کد خبر : ۴۱۹۸۷
  • چاپ خبر : یلداهم؛  یلداهای قدیم

یلداهم؛ یلداهای قدیم

به قلم: ناهید مظفری آفتاب بافق؛ یلدا در راه است .همان که بوی تمام مهربانیهای مادربزرگ را میدهد,همان که در انتهای پاییز پلک برهم نمی زند تا شاهد پیروزی روشنایی بر تاریکی باشد.  یلدا می‌آید و چهره سرد و پاییزی شب در پناه مهربانی کرسی مادربزرگ گرم می‌شود؛ طولانی‌ترین شب سال آرزوی بازگشت به یلداهای […]

به قلم: ناهید مظفری
آفتاب بافق؛ یلدا در راه است .همان که بوی تمام مهربانیهای مادربزرگ را میدهد,همان که در انتهای پاییز پلک برهم نمی زند تا شاهد پیروزی روشنایی بر تاریکی باشد.

 یلدا می‌آید و چهره سرد و پاییزی شب در پناه مهربانی کرسی مادربزرگ گرم می‌شود؛ طولانی‌ترین شب سال آرزوی بازگشت به یلداهای ساده و بی‌تجمل مادربزرگ‌ها در گذشته‌های نه چندان دور را دارد.

خونه مادربزرگ و پدربزرگ از چند روز قبل برای پذیرایی از بچه‎ها و نوه‎ها آماده می‎شد، بوی گندم شادونه‎های بو داده فضای اتاق رو پر می‎کرد.

شب یلدا روی کرسی مادربزرگ از گندم برشته یا(گندم شیر) و کشمش، کنجد، شاهدانه، گردو، فندق، آجیل، میوه‌های فصلی، انواع تخمه و بادام‌زمینی( شب چره)، شیرینی، انار، کدو حلوایی و پشمک پر می‎شد و چشم بچه‎ها از دیدن آنها برق می‏‌زد.

شب یلدا همه دور کرسی مادربزرگ جمع می‎شدند، فال حافظ می‎گرفتند و از خوراکی‎های رنگارنگ مادربزرگ به هم تعارف می‎کردند.

خیابون‎ها، کوچه‎ها، خونه‎ها، خلاصه بگم همه جا بوی شب چله می‎داد، شبی که در آن انار محبت دانه می‎شد و شبی که داغی نگاه‎های زیبای بزرگترها در چشمان کودکان اوج می‎گرفت.

شب یلداهای قدیم رنگ و بوی خاصی داشت و کرسی مادربزرگ گرمای خاصی داشت و گرمای آن در زمستان سرد به زندگی‎ها گرما می‎بخشید.

رنگ سرخ انار و هندوانه نماینده‌ زایش خورشید در روزگاری بود که پس از این شب، به بلندی می‌گراید.

یلدا هر سال مى آید و هر سال در شب زمستان نوید بهار را مى دهد. هندوانه سرخ میان سفره یلدا نوید مى دهد که گرما در راه است. روشنایى مى آید و به قول قدیمى ها اهریمن سرما از بین مى رود. هر چند سال هاست كه دیگر نه سرما، سرماى قدیم هاست و نه برف مهمان شب هاى یلدا است. یلداهاى كودكى و جوانى، خاطره هایى شده اند كه باید طعم شیرین آنها را تا آخر عمر مزه مزه كنیم و هر سال شب یلدا را انتظار بكشیم شاید طعم قدیم ها را بدهد.

اما این‎روزها زیر سایه سرد و بی‎مهر ارتباطات این رسم و رسوم رنگ و لعاب خودش رو از دست داده و چشم مادربزرگ و پدربزرگ‎ها تا صبح یلدا به در دوخته می‎شود.

امروز دیگر آدم‎ها بیشتر اوقات خودشان را با رسانه‎ها، اینترنت و فضاهای مجازی پر می‎کنند و شب یلدا را از این طریق به‎هم تبریک می‎گویند.

این روزها آدم‌ها با وجود امکانات حمل و نقل سریع، به‎جای این‌که از نزدیک در کنار یکدیگر بنشینند و از حس و حال خودشان بگویند و یاد و خاطره‌های شیرین گذشته را برای یکدیگر بازگو کنند، با پدیده‌ای به نام تلفن همراه و یا شبکه‌های اجتماعی مجازی سر و کله می‌زنند.

باشد که روزگارانی در پیش آید که همه ما این آئین را بزرگ بداریم مباداکه این جشن بزرگ پارسی به فراموشی سپرده شود.

این شب به ما می‎گوید یادمان باشد که زندگی آن‎قدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت …

ناهید مظفری

ارسال دیدگاه


error: متن حفاظت شده