رفتن به بالا
  • یکشنبه - 26 فروردین 1397 - 08:15
  • کد خبر : ۵۱۶۹۲
  • چاپ خبر : بیست وششم فروردین؛  سالروز رحلت عالم بزرگوار و فقیه مجاهد آیت الله شیخ محمدتقی بافقی

بیست وششم فروردین؛  سالروز رحلت عالم بزرگوار و فقیه مجاهد آیت الله شیخ محمدتقی بافقی

زندگی نامه حاج شیخ محمدتقی بافقی یزدی( علمای برجسته برجسته) محل تولد: استان یزد – بافق شاخص: عالم و روحانی مبارز علیه پهلوی توسعه مسجد مقدس جمکران دوره حیات: معاصر- متوفی سال ولادت : سال 1292 هجری قمی  در روستای بافق، در بیست فرسنگی شهر یزد سال ارتحال (وفات): سال 1365 ق، برابر با 1321 […]

زندگی نامه حاج شیخ محمدتقی بافقی یزدی( علمای برجسته برجسته)

محل تولد: استان یزد – بافق

شاخص: عالم و روحانی مبارز علیه پهلوی توسعه مسجد مقدس جمکران

دوره حیات: معاصر- متوفی

سال ولادت : سال 1292 هجری قمی  در روستای بافق، در بیست فرسنگی شهر یزد

سال ارتحال (وفات): سال 1365 ق، برابر با 1321 ش، درسن  72 سالگی در شهر ری مسموم شدند

محل دفن: مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه علیهاالسلام ، در مقبره مرحوم آیت اللّه‏ حائری یزدی

زندگی نامه:

تندیس شجاعت  مردی مجاهد  یک مؤمن حقیقی و انسان نمونه و پرهیزگار ، بارز بی‏ باک حاج شیخ محمدتقی بافقی، عالمی با تقوا و اهل عمل، و مبارزی دلیر و پرتلاش بود. اندیشه و همت بلند این مرد بی‏باک، وی را در میان دیگر هم عصرانش برجسته و متمایز ساخت، شهامت و پردلی‏اش را زبانزد خاص و عام گردانید و از او نامی نیک به یاد گار گذاشت.

مبارزه علنی او با سیاست‏های ضد اسلامی رضاخان و مفاسد و کج‏روی‏های اجتماعی آن دوران، نمونه‏هایی شگرف از بی‏باکی، قوت نفس و عمق اندیشه و ایمان این مرد بزرگ است.

درخشش گوهری در بافق

عالم مجاهد، حاج شیخ محمدتقی بافقی یزدی، فرزند مرحوم حاج محمد باقر، تاجر بافقی، در سال 1292ق در روستای بافق، در بیست فرسنگی شهر یزد دیده به جهان گشود.

او تا چهارده سالگی تحت پرورش و تربیت پدر پرهیزکار خود قرار گرفت و سپس به یزد رفت تا تحصیلات حوزوی خود را آغاز کند. بدین ترتیب، مدت چهارده سال در یزد به تحصیل علوم دینی پرداخت؛ از جمله، کتاب قوانین الاصول میرزای قمی را در محضر میرزا سید علی مدرس یزدی فرا گرفت.

عزیمت به نجف

شیخ محمد تقی بافقی، در سال 1320 ق در 28 سالگی به عتبات عالیات مهاجرت کرد تاتحصیلات دینی خود را تکمیل کند. بدین ترتیب، فقه و اصول را نزد استادانی چون آخوند ملامحمد کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی ادامه داد.

او نزد محدث بزرگ، حاج میرزا حسین نوری، درس حدیث خواند و همچنین نزد حاج سید احمد موسوی کربلایی، به تحصیل و تهذیب اخلاق پرداخت. از استادان دیگر ایشان، می‏توان به آخوند ملاحسین قلی همدانی، شیخ محمد بهاری همدانی و سید حسن صدر کاظمینی اشاره کرد.

دوران بازگشت

حاج شیخ محمدتقی بافقی، پس از هفده سال اقامت در نجف اشرف، به شهر قم رفت و بی‏درنگ خدمات و فعالیت‏های ارزنده خود را آغاز کرد. او نخست علما و مردم را برای پایه ریزی حوزه علمیه‏ای در قم تشویق و ترغیب نمود.

پس از تأسیس حوزه علمیه قم به دست آیت اللّه‏ حائری، در اداره امور حوزه با وی همکاری کرد، به طوری که یکی از دستیاران برجسته ایشان به شمار می‏آمد. وی که از علمای تراز اول حوزه علمیه قم قلمداد می‏شد، به تدریس در حوزه و رسیدگی به امور طلاب می‏پرداخت و درغیاب آیت اللّه‏ حائری، به جای او اقامه نماز جماعت می‏کرد. در کنار این‏ها، او گاه فعالیت‏های دیگری انجام می‏داد؛ از جمله، نظارت بر ساخت مساجد و حتی مشارکت در کار ساختمانی آن‏ها، و نیز امر به معروف و نهی از منکر.

توسعه مسجد مقدس جمکران

تا قبل از ورود مرحوم بافقی این مسجد، متروک بود و چندان به آن توجهی نمی‌شد تا این‌که آن بزرگوار با  روح با عظمت و همت مردانه قصد رفتن به آن مسجد و دعوت و تشویق مردم به آن مکان شریف را کرد ، در هر هفته یک مرتبه یا بیشتر، خصوصاًً در شب‌های پنجشنبه و جمعه که با تحصیل طلاب مزاحمتی نداشت، به آن‌جا مشرف می‌شد و همراه با جمعی از طلاب متدین و پرهیزکار شب را تا صبح بیتوته می‌کرد .

سپس اقدام به تعمیر آن‌جا و ساختن آب انبار کرد. حتی خود نیز با شوق زیادی کار می‌کرد و به قدری در احیاء مسجد کوشید که تا کنون مردم مرهون اقدام و همت ایشان هستند.

برخورد با خاندان سلطنتی

ماه مبارک رمضان 1346ق، برابر با نوروز 1307ش بود. زائران بسیاری به قم رفته بودند تا هنگام تحویل سال، در کنار قبر حضرت معصومه علیهاالسلام باشند. آن روز، همسر شاه و چندتن از همراهانش نیز بدون حجاب در حرم حاضر شده بودند و با آن سر و وضع نامناسب، بسیار جلب نظر می‏کردند.

وقتی شیخ بافقی از این جریان آگاهی یافت، سید واعظ، یکی از شاگردان خود را فرستاد تا آنها را امر به معروف کند، ولی همسر شاه هیچ اعتنایی نکرد. از همین روی، شیخ محمدتقی خود نزد خانواده دربار رفت و سخت به آنان اعتراض نمود و اخطار کرد که یا حجابشان را درست کنند یا از حرم خارج شوند. همسرشاه به خانه تولیت حرم رفت و این واقعه را به تهران خبر داد. طولی نکشید که رضاخان با گارد نظامی به قم رسید، با چکمه وارد صحن حرم مطهر شد، شیخ بافقی را مورد ضرب و شتم قرار داد و به تهران برد.

ترفند رضاشاه

واقعه کتک خوردن مرحوم بافقی در قم و به دست شاه، زمانی اتفاق افتاد که رضاخانْ حوزه‏ های علمیه اصفهان، مشهد و شهرهای دیگر را تعطیل نموده، و بسیاری از رجال علمی و دینی را زندان و تبعید کرده یا به شهادت رسانده بود.

بنابراین، وقتی جریان قم پیش آمد، با هتک حرمت حرم حضرت معصومه علیهاالسلام و ضرب و شتم طلاب جوار حرم و شیخ بافقی و دستگیری او، منتظر واکنش تندی از حوزه علمیه قم بود تا بهانه‏ای برای نابودی کامل آن به دست آورد، اما مرحوم آیت‏اللّه‏ حائری با منع مردم از گفتگو و مذاکره در مورد واقعه دستگیری مرحوم بافقی، این ترفند شاه را خنثی نمود و بهانه‏ای به دست او نداد.

ارتباط و توسل به امام عصر – عج

مرحوم حجت الاسلام ” اسدالله بافقی”، برادر بزرگتر شهید “شیخ محمد تقی بافقی” که شخصیت راستگو و درست‌کار و مورد اعتمادی بود، در این مورد می‌فرمود:

مرحوم آیت الله بافقی از کسانی بود که بارها به دیدار حضرت ولی عصر عجل ‌الله‌ تعالی ‌فرجه‌الشریف نائل آمده بود.

بارها می‌گفت اگر مرا نکشند زنده خواهم بود تا آن حضرت ظهور نمایند و اگر مرا بکشند، باز ان‌شاء‌الله در آمدن آن جناب رجعت خواهم کرد و به دنیا خواهم آمد تا در رکابش خدمت کنم و دین خدا را یاری نمایم.

نکته مهم این‌ که آن‌ چه از تشرفات و توسلات ایشان به امام زمان علیه‌السلام بر می‌آید نشانگر صمیمیت زیادی است که بین ایشان و امام و مقتدای خود بوده است.

آن مرحوم نمونه آشکاری از اولیاء الهی بود که نمایانگر این حقیقت قرار گرفت که همچون اولین قرن‌ها، با وجود زمان غیبت، می‌توان با ایجاد سنخیت روحی از بعد ملکی و ملکوتی به امام عصر ارواحنافداه نزدیک شد. آن هم در بدترین شرایط روزگار و دوران ظهور ظلم و فساد.

غروب زندگی محمد تقی بافقی

در حالی که نمونه ای بارز و کامل و جامع از حالات یک منتظر راستین را داشت و یک تنه در برابر ظلم و ستم رضاخانی ایستاد

آیت ‏اللّه‏ مرحوم محمد تقی بافقی، در سال 1365 ق، برابربا بیست وششم فروردین ماه 1321 ش، درسن  72 سالگی در شهر ری در اثر کهولت سن رحلت نمود  و در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه علیهاالسلام ، در مقبره مرحوم آیت اللّه‏ حائری یزدی دفن گردید. ولی خاطره شهامت و پردلی او، به عنوان درسی فراموش‏ناشدنی در یادها ماندگار شد. روحش قرین رحمت حق باد.

ارسال دیدگاه